masoud-h سرپرست سایت وضعيت:
آفلاين 9 بهمن ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 677 امتياز: 11851
تشکر کرده: 89 تشکر شده 276 بار در 156 پست
محل سكونت: اینترنت
ارسال شده در:
سه شنبه، 20 بهمن ماه ، 1388 00:20:31
موضوع مطلب: پوریا پورسرخ (عكس + بيوگرافي)
با حضوری کوتاه در مجموعه تلویزیونی « فرار بزرگ »حضور در مقابل دوربین را تجربه کرد و با بازی در مجموعه « وفا » به شهرترسید و با ایفای نقش در مجموعه « صاحبدلان » ثابت کرد بازیگر توانمندی است. زندگی خصوصی پوریا پورسرخ: محل تولد: جردن سال تولد: نمی گویم ماه تولد: تیر قد: 182 وزن : متغییر بین 75 تا 80 .................................................. .... مجموعه آثار: - پسران آجری (مجید قاری زاده، 1385)
- مهمان (سعید اسدی، 1385)
- مصائب دوشیزه (1385)
- روز سوم (محمدحسین لطیفی، 1385)
مجموعه های تلویزیونی:
- فرار بزرگ (محمدحسین لطیفی، 1383)
- وفا (محمدحسین لطیفی، 1384)
- صاحبدلان (محمدحسین لطیفی، 1385)
- شکرانه (سعید سلطانی، 1386) مصاحبه پوریا پورسرخ: مثل همیشه اول باید ژوبین خودش را معرفی کند ؟ من پوریا پور سرخ متولد تهران و چهارم تیرماه هستم . دو خواهر و یک برادر دارم که هر سه دانشجو هستند .مادرمبازنشسته ی آموزش و پرورش و پدرم نیز بازنشسته است . قد ؟ 182 سانتی متر اهل کدوم محله تهران هستی ؟ بچه ی جردنم . متاهل یا مجرد ؟ مجرد خصوصیات اخلاقی پوریا پور سرخ چی است ؟ خیلی خانواده دوست هستم به مادرم خیلی احترام میذارم و زود رنجم و خیلی زود هم کینه ها را از یاد می برم . خیلی هم شیطونم . تحصیلات ؟ دانشجوی دکترای فیزیولژی گیاه شغل اصلی تون بازیگریه ؟ من به جز بازیگری کار طراحی فضای سبز را هم انجام میدم ؟ چی شد وارد عالم بازیگری شدین ؟ چند سال قبل در یک سمینار سینمایی با آقایلطیفی که کارگردان مجمعه وفا بود آشنا شدم . آن موقع تئاتر بازی می کردم وتقریبا ایشون عامل اصلی ورود من به عالم بازیگری و دوربین بودند . از مجموعه وفا بگو . نمی دونم از کجا شروع کنم ولی اینقدر بهبازی در این سریال علاقمند و عوامل اون علاقمند شدم که دلتنگ پایان اونبودم . من قبلا هم کار تلویزیونی و سینمایی انجام دادم در بعضی از اونهازمان برام به کندی می گذشت اما در این مجموعه اینگونه نبود و چند بار اشکریختم . از کارهای قبلی خودتون بگین ؟ اولین با با تلویزیون کارم را شروع کردم ودر فرار بزرگ در نقش فرهاد ظاهر شدم بعد از آن کاری داشتم به نام مسافر ووفا سومین کارم بود . و از کارهای بعدی شما چه خبر ؟ اکنون در حال بازی در یک فیلم سینمایی هستم که فعلا اسمش جنایت و جنون است ، در این فیلم نقش جوان سند و خوبی به نام بهرام را دارم . در آن فیلم هم عاشق میشی ؟ نه اونجا از عاشقی خبری نیست . چی شد تو به عنوان ژوبین انتخاب شدی ؟ کاندیدهای زیادی آمده بودند که همگی نیز سوابق زیادی داشتند اما لطف آقای لطیفی بود که در نهایت مرا انتخاب کردند . شما در طول کار از کدام سکانس بیشتر راضی بودی و اون رو دوست داشتی ؟ از سکانس آخر ، سکانس آخر سکانس بازیگر نبود بلکه سکانس کارگردان بود ما اون سکانس رو خیلی دوست داشتم و حتی اونجا اشک هم ریختم . آقا پوریا میشه بگی پورسرخ یعنی چه ؟ باور کنید ربطی به فوتبال نداره پورسرخ یعنی پسر سرخ . شنیدیم شما چندسالی در یکی از کشورهای خارجی اقامت داشتید ؟ بله من 2 سال در کشور امارات زندگی کردم و این اقامت به دلیل مسائل کاری بود . بازیگر ایده آل شما کیه ؟ شریفی نیا ، رضا کیانیان ، پرویز پرستویی و ... در کل تمام استادهایی که تمام مردم ما دوستشون دارن . دوست داشتی جای کدوم پرنده بودی ؟ عقاب جای کدوم گل ؟ همه گلها . ادکلن دلخواهت ؟ لاکوست . فکر میکنی ژوبین چه سالی ازدواج می کنه ؟ مطمئن هستم که سال 85 ازدواج نمی کنه . تا به حال عاشق شدی ؟ بله چه موقع ؟ فیلمنامه رو که خوندم و لبنان رفتم عاشق شدم و این عشق واقعی بد که در جسم ژوبین جای گرفت ، این حس توسط آقای لطیفی به من منتقل شد . تکه کلامت چیه ؟ برای مثال . مارک موبایلت ؟ نوکیا . چه اسمی بیشتر مورد پسند پوریا است ؟ ایلیا . چه کسی برایت عزیز است ؟ پدر و مادرم . چه روزی رو بیشتر دوست داری ؟ 4 تیر که روز تولدمه . قشنگترین فیلمی که دیدی چه بود ؟ آژانس شیشه ای ، عینک دوی . تو دوران مدرسه از چه درسی بیشتر خوشبت می اومد و از چه درسی بدت می اومد ؟ از ورزش لذت می بردم و از شیمی بدم می اومد . آشپزی هم بلدی ؟ بله که بلدم من چون تحصیلاتم رو در خارج از تهران به اتمام رسوندم کلی آشپزی یاد گرفتم . اوقات فراغتت چه کارمی کنی ؟ فیلم می بینم . زنگ موبایلت چیه ؟ یه آهنگ ایرلندیه . ماشین مورد علاقه ات ؟ ماشین شاسی بلند مثل پاترول خودم . چه توصیه ای به جوونا داری ؟ درس بخونن
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پوريا پورسرخ : تلويزيون را دوست دارم
جوان بااستعدادي كه با مجموعه «وفا» روزهاي اول سال 85 در خاطرهها ماند،پس از آن بازي در سريال زيباي صاحبدلان در ماه رمضان همان سال ، يكبارديگر نام او را در بين بازيگران مطرح سريالهاي تلويزيوني زبانزد كرد،همكاري در سريال با محمد حسين لطيفي كارگردان خوب سينما و تلويزيون... بعدتصميم گرفت به سراغ دنياي سينما برود، اينبار باز هم با لطيفي و بازي درفيلم سينمايي «روز سوم»... اين سه كار نشان داد كه او از تواناييهايبالايي برخوردار است. سپس بازي در ساعت شني و البته فيلم سينمايي «پسرانآجري» كه اولين تجربه سينمايياش بود سال گذشته از او پخش شد، اما در ماهرمضان سال گذشته او سريال مناسبتي ديگري را تجربه كرد، نام آن مجموعه«شكرانه» بود كه از شبكه تهران و شبكههاي استاني پخش ميشد.
كار در كنار بازيگران غيرحرفهاي تاجيكي، انتقادات زياديرابر او وارد كرد. گرچه پوريا مقصر نبود، اما همين امر باعث شد كه او تاحدي نسبت به كار در تلويزيون دلسرد شود، پس دوباره به سراغ سينما رفت، دردو فيلم «حركت اول» و «عيار 14» كه هنوز اكران نشده به بازي پرداخت و تمامفكر و ذكرش شد سينما، اما او ميدانست كه بايد اعتبار گذشته را دوباره باتلويزيون بدست آورد و بازي در «شكرانه» را تنها يك اتفاق يا فراز و نشيبكه براي هر بازيگري ممكن است، حادث شود، به فراموشي بسپارد، زماني كه«سيروس مقدم» كارگردان حرفهاي تلويزيون كه در كارنامه كاري خود،سريالهايي چون نرگس، اغما و پيامك از ديار باقي را داشت، به او پيشنهادنقش «مسعود» را براي بازي در روز حسرت داد، پوريا متوجه شد كه شانس يكبارديگر به او رو آورده است، كاري خوب كه ميتواند اعتبار سابق را به اودوباره هديه كند، همان اعتباري كه سه سال قبل از تلويزيون بدست آورده بود،پس نقش را پذيرفت و شد آن چيزي كه بايد ميشد،در «روز حسرت» پوريا رايكبار ديگر همان «پوريا» ي سابق البته باتجربه بيشتر ديديم، در لوكيشن«روز حسرت» ساعت 1 بامداد، با او به گفتگو نشستيم، پوريا برايمان از اينمجموعه گفت.
يكسال دور بودم
سال گذشته پساز سريال شكرانه تصميم گرفتم، مدتي در تلويزيون كار نكنم، يك سال هم كارنكردم (تصويربرداري سريال ساعت شني برميگردد به اواخر سال 85 ) و فكركردم يكسال كار نكردن هم كافي بود. زماني كه «روز حسرت» به من پيشنهادشد، ديدم كه رد كردن اين پيشنهاد اشتباه است، وقتي «سيروس مقدم» كارگردانيكه در كارنامه كارياش حتي كار متوسط هم ندارد و يا حضور فرامرز قريبيانكه پيدا كردنش در سينما هم راحت نيست، حضور افسانه بايگان،مهراوهشريفينيا، رحيم نوروزي و ... افرادي كه در كار خودشان حرفهاي هستند و دريك گروه كنار هم هستند ميبايست كاري خوب از آب درميآمد. زماني كهقرارداد بستم، به خاطر سختيهاي كار ابتدا فكر ميكردم دارم پول جونم راميگيرم، اما كار كه كليد خورد متوجه شدم براي سه ماه روحم را فرستادم بهاستراحت، خيلي راحت كار كردم، با اينكه كار شبانهروزي بود، به هيچ عنواناحساس خستگي به من دست نداد، چون گروه حرفهاي بود، از اين رو رد كردن اينسريال كاري اشتباه بود كه مرتكب آن نشدم.
خسته نشدم
منهايكارگردان و عوامل پشت دوربين و گروه بازيگران، عامل خيلي مهمي در كار وجوددارد كه آن هم برنامهريزي كار است، زماني كه كار فشرده ميشود وفيلمنامه هم از قبل به خاطر حساسيت موضوع آماده نيست، اتفاق خوبي كه بايدبراي گروه بيفتد، برنامهريزي درست است كه ميتواند خستگي را از گروهبگيرد، خانم الهام غفوري (همسر سيروس مقدم)، امين وژگاني و آقاي محمديپورتوانستند، سنگ تمام بگذارند و همين امر باعث شد تا خستگي كار فشرده درتنمان نباشد. حضور در «روز حسرت» تجربه بسيار خوبي بود، مطمئن هستم كه اينسريال يكي از بهترين كارهاي تلويزيون و يك از بهترين كارهاي من خواهد شد.
نقش خاكستري
نقشمن خاكستري است، جا دارد از فيلمنامهنويس خوب كار استاد افخمي تشكر كنم.من حضور خاطرهانگيز او در زمان «وفا» را به خوبي به ياد دارم، پس از ديدنمجموعه بايد به مسعود حق بدهيد، شب اول زندگياش، آن اتفاق افتاد، معصومه،فريده، خانواده حاج رضا و ديگر شخصيتها كه انسانگونه زندگي ميكنند واتفاقاتي كه برايشان ميافتد، كه همه اين شخصيتپردازيها، نشان از ذهنخلاق نويسنده عليرضا افخمي دارد، من هم سعي كردم تمام انرژيام را روي اينكار بگذارم.
سوءتعبير از حرفهاي من
ازپورسرخ ميپرسيم، جديدا بعضي از نشريات تيتر ميزنند كه پورسرخ درتلويزيون ديگر بازي نميكند، يك روز ميگويند در تلويزيون هستي، روزديگر ميگويند خداحافظي كردي؟ واقعا ديگر نميخواهي در تلويزيون بازيكني؟ كه پوريا ميگويد: در گفتگو با يكي از نشريات كه از دوستان من هستندبه آنها گفتم سال گذشته تصميم داشتم در تلويزيون تا مدتي كار نكنم، اما حسكردم رد كردن اين سريال اشتباه است، شايد اگر اين پيشنهاد به من نميشد،سرحرفم مدتي ديگر ميماندم، اين بحث بدين شكل مطرح شد و دوستان ازصحبتهاي من بد برداشت كردند.
من با صداقت عنوان ميكنم كه هميشه يادمميماند كه از كجا شروع كردم، تلويزيون را هم هميشه دوست دارم و به شدتمعتقدم كه تلويزيون در اين چند سال بهتر از سينما عمل كرده است. من امسالنگفتم كه ميخواهم از تلويزيون خداحافظي كنم. هنوز هم معتقدم كار خوب درتلويزيون ارجح است بر كار بد در سينما... اميدوارم دوباره سوءتعبير نشود،من سال گذشته گفتم كه ميخواهم يكسال از تلويزيون دور بمانم، نه امسال...اين كه نوشتند از تلويزيون خداحافظي ميكنم، تنها يك برداشت اشتباه ازگفتههايم بود. من هيچوقت كار خوب را از دست نميدهم چه در سينما باشد وچه در تلويزيون...
دو كار سينمايي
فرهادنجفي كارگرداني است كه تازه از خارج از كشور آمده و بسيار باهوش است، اوفيلمي ساخته به نام «حركت اول» كه من به همراه الناز شاكردوست، ليلااوتادي، تيرداد كيايي و علي صادقي در آن بازي كردم، يك كار اكشن خوب وديگري هم فيلم «عيار 14» به همراه محمدرضا فروتن نازنين و كامبيز ديربازكه كارگردانش «پرويز شهبازي» است.
پورسرخ در يك نگاه
درسال 1356 در تهران به دنيا آمد، مجرد و در حال حاضر همراه خانوادهاش درخيابان جردن تهران زندگي ميكند. دو خواهر و يك برادر دارد، ديپلم تجربيوليسانس اصلاح نباتات و فوقليسانس فيزيولوژي گياهي است. در حال حاضر اودانشجوي دكتري است.