با توجه به اینكه به دنبال آن هستید كه یك بازیگر حرفهای باشید برای رسیدن به این جایگاه از چه راهكارهایی بهره میبرید؟
جدایاز اینكه یك بازیگر باید نسبت به تكنیكها و متدها آگاهی داشته باشد، منفكر میكنم یكی از مهمترین كارها، فیلم دیدن است و تماشای فیلمی در رسیدنبه نقشهای بهتر میتواند مؤثر باشد. خواندن كتابهای تئوریك دربارهبازیگری نیز بیاثر نخواهد بود.
آیا تجربه در این روند تأثیری ندارد؟
تجربهدر همان یك یا دو سال اول برای بازیگر ایجاد میشود و ترسها و واهمههابرای بازیگر از بین میرود و استرس قرار گرفتن در مقابل دوربین وجودنخواهد داشت و پس از آن كوششهای بازیگر است كه اهمیت دارد.
برای رسیدن به نقشهایی كه ایفای آنها برعهده شماست چه میكنید؟
سعیمیكنم به آدمهایی با این ویژگی و كاراكتر را از نزدیك ببینم وریاكشنها و رفتارهایشان را بررسی كنم و با وام گرفتن آیتمهای مختلف ازآنها به نقش مورد نظر برسم.
بازیگری یك مقوله ذاتی است یا اكتسابی و شما بیشتر براساس كدام مقوله پیش رفتهاید؟
بازیگریهم ذاتی است و هم اكتسابی. در مورد خودم تا به حال فكر میكنم بازیگری یكامر ذاتی بوده است و در فیلمهایی كه بازی كردم شرایط به نحوی بوده است كهچندان نیاز نبوده است كه برای رسیدن به آن نقش انرژی خاصی بگذارم و بهدنبال پیدا كردن ریزهكاریهای نقش بروم. اصلاً در سینمای ما نقشهایی كهبرای زنان نوشته میشود همه تكراری و ساده است. به عنوان مثال در كشورهایدیگر مثل فرانسه، ایتالیا و ... نقشهایی برای زنان نوشته میشود كه تكرارنشدنی است، اما نقشهای زنان با حایل به تكرار است و زنی است كه یا خیلیخوشبخت یا خیلی بدبخت است. بنابراین شرایطی ایجاد نكرده تا من نسبت به نقشبه تكاپو بیفتم و چالش برایم ایجاد شود، اما اگر این فضا باشد بی شك من همتلاش میكنم كه در آن قالب یك نقش خوب ایفا كنم.
تفاوت همكاری با داریوش مهرجویی با كارگردانهای دیگر را چطور دیدید؟
داریوشمهرجویی كارگردان بسیار خوشاخلاقی است و به بازیگرش اعتماد میكند و دستبازیگر را برای ایفای نقش باز میگذارد و علیرغم اسم بزرگ ایشان كه شایدبرای بازیگر ایجاد استرس میكند، اما من در مقابل دوربین مهرجویی با یكعزت نفس و آرامش خاصی ایفای نقش كردهام. درحالیكه در مقابل دوربینكارگردانهای خیلی تازهكار و ناوارد این استرس و شرایط نامطلوب برای منپیش آمده است.
معتقدید كه نقش بیشتر توسط بازیگر آفریده میشود یا كارگردان است كه به بازیگر برای ارائه نقشش جهت میدهد؟
منفكر میكنم كه ابتدا این بازیگر است كه نقش را در ذهنش میآفریند و سپس درتبادل با كارگردان آن نقش پخته میشود ولی ابتدا این بازیگر است كه نقش رامیسازد.
تا به حال پیش آمده تا مجبور شوید نقشی را برخلاف آن ساخته ذهنیتان بازی كنید؟
بله،این اتفاق افتاده است. در كشورهای دیگر مرحله پیشتولید مرحله مهمی است وزمان زیادی را به خود اختصاص میدهد و روخوانی و تمرین در این مرحله انجاممیشود و بازیگر و كارگردان با تمرینها و رایزنیها به یك نقش هماهنگمیرسند اما در ایران بر اثر پیشتولید كوتاه مدت و حتی قراردادهایی كه 43روز مانده به تولید بسته میشود و به یك توافق نمیرسند و بازیگر مجبوراست در یك پروسه سریع نقش را هندل كند و به آن برسد و در نتیجه به آنشرایط ایدهآل نمیرسد.
وقتیدر چنین شرایطی قرار میگیرید و برای ایفای یك نقش زمان كافی ندارید، چرانقش را میپذیرید؟ آیا شرایط سینمای ایران و ورود سریعتر به این حرفهباعث چنین اتفاقی شد؟
ایناتفاق در بدو ورود من به سینما نیفتاد، اما این اتفاق یك اتفاق همیشگی درسینمای ایران است و برای اغلب فیلمها این ضعف وجود دارد و شرایط سینمایایران به این شكل تدوین شده و ما مجبوریم كه آن را بپذیریم و گاه همهشرایط نقش كارگردان، فیلمنامه و نوع كاراكتر جذاب است و توجه خاص اینجذابیت مجبور به پذیرش شرایط میشوی و حس این اجبار را ایجاد میكند.
برای انتخاب نقشها چه معیارهایی را در نظر میگیرید؟
ابتدافیلمنامه برایم اهمیت دارد و نوع نقشی كه باید آن را بازی كنم. بعدكارگردان اهمیت دارد و درنهایت بازیگر نقش مقابل و عامل ملاك انتخاب قرارمیگیرد.